psychology 

Mokhtar karimi M.A  Clinical psychologist / Neurotherapist/ Hypnotherapist

Blog

tejaret ya tebabet

Posted by mokhtar.karimi90 on October 7, 2013 at 5:30 AM

تجارت يا طبابت مسئله اين است

مختار کریمی

از ديرباز پزشكان و درمانگران در جوامع انساني صاحب شان و منزلت اجتماعي خاصي بوده اند و انان را به چشم ناجياني مي نگرند كه مي توانند در مواقع لزوم از درد هايشان بكاهند و جان عزيزانشان را نجات دهند .در جامعه سنتي ما نيزپزشكان داراي احترام و شان بالاتري اند به طوري كه گفته هايشان براي بسياري فصل الخطاب است. امروزه با وجود بيماري هاي بسيار و استرس هاي بي شمار محيطي و دروني مراجعه به پزشك و روانشناس

روز به روز بيشتر شده است. هر حرفه اي فراخور خدماتي كه به انسان ها ارائه مي دهد داراي مسئوليت هايي است و شغل هايي نيزهستند كه بسيارحساس اند و با روان و سيستم عصبي و جسم انسان سروكار دارند و اشتباهات كوچكي مي تواند خسارات جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد يكي از اين حرفه هاي حساس ، درمانگري بيماري هاي جسمي،عصبي و روانشناختي است كه مسئوليت اجتماعي و انساني خطيري دارد وفرد خواسته يا ناخواسته با قبول اين شغل خود را در وادي پر مسئوليتي قرار مي دهد كه اشتباه درآن به راحتي قابل چشم پوشي نيست. براي مثال متخصصي كه يك شهر و يك بيمارستان در يك شيف كاري ،روي تخصص و احساس مسئوليت ايشان برنامه ريزي كرده است هنگامي كه با عدم احساس مسئوليت و به دلايل مادي(مثلا تقاضاي زير ميزي ) از انجام مداخله تخصصي خود داري مي كند در واقع در حال به خطر انداختن جان انسانهايي است كه به كمك و تخصص ايشان نياز دارند واو را ناجي خود و عزيزانش تصور مي كرده است واين فاجعه اي انساني و بسيار دردناك است .در مقابل درمانگراني نيز هستند كه با صداقت در حال ارائه خدمات اند و تاثير بسيار بسزايي دارند و حتي به صورت خود جوش به كشورهاي فقير و روستا هاي دور افتاده سفر مي كنند تا باعث كاهش الام و نجات جان كساني باشند كه حتي از مليت ونژاد انها نيز نيستند اما باور دارند كه انان نيز انسان اند و حق زندگي ،سلامت ، شادي و آرامش را دارند. در واقع اين انسانيت و نيت معنوي است كه درمانگري و حرفه هاي مرتبط با ان را با ارزش مي كند بدون اين نيت انساني و معنوي ؛ پزشك تنها فروشنده ي نسخه و دارو است .

با چند سوال ساده و مصاحبه اي كوتاه و توجه جزئي به مراودات افراد جامعه مي توان ديدگاه مردم را نسبت به پزشكان ارزيابي كرد بسياري از افراد از برخورد خشك و نامناسب ،تاكيد بسيار روي ماديات ، عدم تخصيص وقت كافي جهت معاينه و بيش از همه از تقاضاي رشوه شكايت دارند و به نحوي صنف پزشكي را اينگونه ارزيابي مي كنند. اصلي ترين عاملي كه تاثيرات مخرب و بعضاً جبران ناپذيري بر مراجعان دارد برخورد و گفته هاي نامناسب پزشكاني است كه جامعه آنان را به نحوي جزو نخبگان مي داند از جمله تشخيص هاي عجولانه بدون بررسي هاي دقيق ،ادعاهايي مانند اينكه هرگز خوب نمي شوي ، چند ماه ديگر زنده اي و... كه از نظر روانشناختي بسيار مخرب است و بر سير بيماري نيز بسيار تاثير خواهد داشت و ميدان رواني فرد و خانواده اش را دستخوش تغيير عمده اي قرار خواهد داد.دنياي امروز دنياي نسبي گرايي است حتي در پزشكي و در تشخيص هاي پزشكي و اين دانش نيز مانند همه دانش ها همواره در حال تغيير و تحول است و روز به روز درمان هاي تازه اي انجام شده و داروهاي تازه اي به بازار مي آيد .متاسفانه آموزش روانشناختي و اطلاعات روانشناختي پزشكان در باره روان بسيار در حد پاييني است و اگر هم اطلاعات جزئي داشته باشند به ندرت از ان در درمان استفاده مي كنند زيرا كه براي بسياري تنها تعداد بيماران مهم است نه درمان بيماري و اين بيشتر از آنان يك فروشنده ي نسخه ساخته است تا درمانگر و اين اصلي ترين عامل درماني كليه درمانها را ؛كه همان ارتباط و اطمينان بيمار به درمانگر است زير سوال مي برد.

م.ك 28 ساله مي گويد چند سال پيش هنگامي كه پدرم با ماشين تصادف كرد فورا اورا به مطب ارتوپد رسانديم مچ و انگشتان پايش شكسته بود بعد از معاينه اظهار داشتند كه بايد عمل شوند در غير اينصورت عفونت كرده و يك روز قبل از عمل به مطب بياييد پس از مراجعه ما به مطب ،منشي از ما درخواست رشوه كرد كه در غير اينصورت براي پدرتان عملي انجام نمي شود .

ع.م 34 ساله مي گويد پس ازفوت پدرم به دليل عدم بررسي دقيق و پايش مناسب وضعيت جسمي در بيمارستان؛ بسياري مي گفتند مي توانيد از پزشك و پرستاران شكايت كنيد اما چه حاصل من مهمترين فرد زندگي ام را از دست دادم مهم پدرم بود كه از دست رفت .

ن.ر 31 ساله مي گويد هنگامي مادرم پيش متخصص ارتوپد رفت كه پايش شكسته بود متخصص پس از معاينه با خونسردي تمام گفت :خانم شما ديگر هرگز نمي توانيد راه برويد و تا اخر عمر فلج مي شويد وقتي گفتيم اقاي دكتر فيزيوتراپي انجام دهيم ؟ دكتر جواب داد : تصميم با خودتان است در هر حال بهبودي امكان ندارد. پس از دو ماه فيزيوتراپي امروزه مادرم صحيح و سالم بدون نگراني قابل توجهي در حال زندگي است اما تاثير گفته هاي پزشك هنوز هم مادرم را آزار مي دهد .

ج.د 44 ساله مي گويد پس از تصادف و تشخيص ضربه مغزي شديد توسط متخصص مغز و اعصاب ، پزشك معالجم گفت كه شما 6 ماه ديگر زنده هستيد و اميدي به بهبودي شما نيست اين حرف تمام زندگي ام را سياه كرد هروقت بچه ها و خنده هايشان را مي ديدم دلم به درد مي امد و گريه امانم نمي داد .همسر ايشان مي گفت روزانه تنهادر گوشه اي مي نشيند و گريه مي كند و مدام مي گويد بچه هايم پس از من چه كار كنند . هم اكنون سه سال از آن 6 ماه مي گذرد و ايشان يا خانواده خويش زندگي مي كنند و مشكل خاصي از نظر بدني ندارند .

ر.ك 40 ساله كه به دليل افسردگي به روانپزشكي مراجعه نموده است تنها برخورد درست و لحن شيرين درمانگر را عامل بهبودي خود مي داند

نقل قول هاي بالا تنها موارد كوچكي از اين مشكلات است كه در جامعه درمانگري ما وجود دارد و شايد شما نيز مواردي از اين دست را شنيده و يا تجربه كرده باشيد.

فرايند درمان و درمانگري فرايندي تخصصي ، حساس و پيچيده است كه تك بعدي نبوده وداراي چند مولفه ي مهم مي باشد :

ارتباط(rapport): اصل اساسي در هر درماني اعم از جسمي و رواني ؛ ارتباط درست و انساني مابين درمانگر و بيمار است زماني كه ارتباط درست ،همدلي و احساس ارامش در بيمار ايجاد نشود صرف نظر از متد درماني، نتيجه رضايت بخشي نخواهد داشت .

هسته اصلي كليه درمان هاي روانشناختي و جسمي را ارتباط انساني ،همدلي و پذيرش بدون قيد و شرط تشكيل مي دهد كه در واقع بدون اين موارد ؛ درماني موثر صورت نخواهد گرفت زيرا كه درمانگر با انسان سروكار دارد نه با ماشين. روانشناسان بر اساس تحقيقات بي شماري به اين باور رسيده اند كه بخشي از بيماري ها به خصوص بيماري هاي روانشناختي و بيماريهاي مرتبط با استرس از جمله بخشي از ناراحتي هاي قلبي ، گوارشي ، پوستي ، سردرد ،ام اس و ... حاصل ارتباط نادرست فرد با خود ، ديگران و محيط است .امابسياري از درمانگران بيماري هاي جسمي ( پزشكان;)نه تنها ارتباط درستي با بيماران برقرار نمي كنند بلكه باعث تخريب (ارتباط فرد با خود;) نيز مي گردند بدين معني كه با ارائه برچسب منفي زود هنگام و پافشاري نادرست بر روي تشخيص هاي نادرست و اثبات نشده دغدغه اي رواني را نيز به درد جسمي بيمار اضافه مي كنند مواردي هستند كه پس از اظهار نظر پزشكي مبني بر (مرگ پس ازچند ماه ) دچار افسردگي شده وروزانه ساعتها براي خود ،خانواده و فرزندانش گريه مي كردند و مانند فردي محكوم به اعدام روزهاي پاياني عمر خويش را درد مي كشد كه اين خود ميدان رواني فرد و خانواده را درهم مي شكند و آسيب هاي حاد رواني را موجب مي گردد .

انتظار بهبودي (prospect of Healt):علل بهبودي بسياري از بيماران جسمي و رواني انتظار بهبودي انها ست به اين معنا كه بيماري كه به پزشك و يا متخصص باليني مراجعه مي كند به وسيله انتظار بهبود و ذهنيت مثبتي كه ازدرمانگر كسب مي كند سير بيماري را ادامه و به بهبودي مي رسد .اين انتظار بهبودي بر فرايند تاثير دارو ها و احساس فرد در باره خويشتن و زمان درمان تاثير داشته وباعث تسهيل و تسريع درمان مي شود انتظار بهبودي حاصل رفتار درست مناسب ،تشخيص درست‌ و قدرت درماني اوست كه با آغشته شدن اين انتظار با رشوه و عدم توجه كافي و مناسب به بيمار از بين مي رود .

متد درماني(therapeutic method) : هر درمانگري با توجه به حوزه تخصصي خود متدهاي درماني متفاوتي دارد پزشكان از دارو درماني ، جراحان از جراحي و متخصصان روانشناسي نيز از درمان هاي روانشناختي بهره مي گيرند . تحقيقات بسياري تاييد مي كنند كه ارتباط و انتظار بهبودي همبستگي مثبت معناداري با تاثيرمتدهاي درماني دارد و به نوعي تعيين كننده تاثير انها نيز هستند.

كاربرد روان شناسي(psychology): كليه حرفه ها و رشته هاي دانشگاهيي كه با انسان سروكار دارند به خصوص درمانگران و همكاران درمان(از جمله پرستار و آزمايشگاه و...) كتاب هاي روانشناسي را پاس مي كنند و اين نشانه اين است كه روانشناسي آگاهي هاي با ارزشي براي متخصصان و دست اندركاران حوزه درماني دارد اما روانشناسي مانند ديگر حوزه هاي تخصصي و علمي بسيارمهم است كه متاسفانه كمتر پرستار ،پزشك و يا جراحي وجود دارد كه وقت خود را براي اموزش اصول روانشناسي و اصول برخورد روانشناختي و تاثير گذار با بيمار اختصاص دهد وآموزش هاي دانشگاهي نيز بسيار كمتر به اين موضوع پرداخته اند .به هر ترتيب روانشناسي و استفاده از اصول آن براي دست اندر كاران درمان امري ضروري است كه بر نتيجه كار ساير متخصصان تاثير بسزائي دارد و برگزاري كارگاههاي اموزشي روانشناختي براي پزشكان ،پرستاران و ساير دست اندركاران درمان توسط متخصصان باليني مجرب نيز امري ضروري و اجتناب ناپذير است .

متاسفانه بسياري امروزه بر اين باوراند كه پزشكان به جاي طبابت در حال تجارت اند وازاين وضعيت گله مند اند همه ما مي دانيم كه پزشكان جزو قشر پر درامد جامعه اند و داراي شان و منزلت اجتماعي مناسبي نيز هستند اما متاسفانه با تمركز بيش از حد روي ماديات و رفتار تاجر مآبانه ، عدم پيگيري درست و دقيق و عدم اختصاص وقت كافي و قانوني به بيمار در حال شكستن اين ابهت و احترام اند و اين روز به روز از تاثير مثبت درماني انها بر جامعه كاسته و ارزش درمانگري آنان را زير سوال مي برد. جامعه ي ما نيازمند تغييرات بنيادي در سطح گفتار ،افكار و رفتار است علي الخصوص جامعه درمانگران ما كه گفته ها و رفتارها يشان مي تواند تاثير شگرفي برفرد داشته باشد كلام ابزار بسيار نيرومندي است كه متاسفانه در جامعه ما از آن به خوبي بهره گرفته نمي شود همچنان كه قدما گفته اند كلام خنجر نيست اما دلها را پاره مي كند و در همان حال نيز مي تواند مرهم درد بسياري نيز باشد.

Categories: None

Post a Comment

Oops!

Oops, you forgot something.

Oops!

The words you entered did not match the given text. Please try again.

Already a member? Sign In

24 Comments